ایران من
ای عشق تو خو کرده با جان و تنم
مال منی ای پر گهر
خاک دلیران کشورم
کی گفته هر جا که بری هوا همین رنگ رو داره
هوای ایران منو کجای این دنیا داره
هر کی بخواد حرمتت رو ای نازنینم بشکنه
باید بدونه دست ما ریشه ی اونو می کنه
جونم فدای نام تو
ایران من
ایران من
خونم نثار راه تو
ایران من
ایران من
ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاکت...
تیر و کمون آرش رو یه بار دیگه بر می دارم
نشونه ی مرز تو رو اون ور ابرا می ذارم
رو رخش رستم می شینم
به جنگ اهریمن می رم
مثل سیاوش واسه تو
به قلب آتیش می زنم
ایران من
ایران من
خونم نثار راه تو
ایران من
ایران من
با تشکر ازشما ایران دوستان
قدمت: سال 1313 هجري شمسي
شماره ثبت آثار ملي: 2431
بناي آتشكده در آبان ماه سال 1313 هجري شمسي با سرمايه اهدايي انجمن پارسيان هند و در زميني اهدايي با نظارت >> ارباب جمشيد امانت<< ساخته شد.معماري اين آتشكده تا حدودي از معماري آتشكده هاي پارسيان هند تاثير گرفته است.بنا به روايتي آتش موجود در اين آتشكده كه زرتشتيان آنرا>> آتش و رهرام << مي نامند حدود 1515 سال پيش از آتشكده >>ناهيد پارس<< ( پس از نقل مكان به چندين جاي ديگر در استان يزد ) به اين مكان آورده شد و تا كنون اين آتش خاموش نشده است.
اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران
است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در
آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز
دارای احترام هستند.
جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها
بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی
آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.
اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در
خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد .
زیرا قدرات پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز
هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه
اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن
برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام
ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی
به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته
وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف
کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ
ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون
انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و
غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو
باید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی
تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها
موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله
موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن
و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به
این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی
داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای
آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان
وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم
کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به
مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت
دوستی بنمایی .
کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم
هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و
جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و
عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که
ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ،
نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف
یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک
ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه
ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به
خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم
دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط
نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون
مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده
است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد
تماس نخواهند داشت .
افسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری
نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله
متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت
کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که
دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله
شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو
بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود
وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری
میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما
هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و
همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر
كیش که میل دارد پیروی نماید .
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه
کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت
سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است
مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت
سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدر
بودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل
من خواهی مرد . زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ،
خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ
کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت
بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور
وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ،
بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا
اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .
زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی
داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی
قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که مدعی است اگر
قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که اگر از آباد کردن دست
برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده
است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در
آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه
اول قرار بده .
عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته
ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط
موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به
دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا
حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که
غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از
مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها
بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است .
تخت جمشيد ، شهر شاهان :قلب پارس و شاهنشاهي هخامنشيان
برخي جنبه هاي ويژه تخت جمشيد شايان ذكر است : در معماري ،ساختمان هاي قرينه و مجزا از هم كه اغلب رواق و رديف ستون هاي هم ارتفاع دارند ، در پيكر تراشي ، تصوير هاي جالب توجه رعايايي كه پيشكش آورده اند و شاه بر تخت نشسته و رعايايش در پشت او ايستاده اند.ساير مضمون هاي معروف هنر بين النهرين نظير صحنه هاي شكار و جنگ مطلقا در اينجا وجود ندارد .قهرمان شاهي در حال پيكار با مخلوقات تركيبي عجيب ديده مي شود ؛ اما اين مخلوقات شگفت انگيز كه به صورت نقش برجسته شكل ملايمي يافته اند ، حاميان كاخ سلطنتي پايتختند.غول هاي محافظ درها و دروازه ها در تخت جمشيد به طرز فزاينده اي جاي خود را به سربازان گارد جاويدان با سلاح هاي خاص خود داده اند.
نقش برجسته ها را با دقت بيشتري بايد نگريست.شاه به عنوان گيرنده (و توزيع كننده ) هدايا ، براستي يگانه پديده هخامنشي نيست ، بلكه براي مورخان و قوم شناسان مشهورترين |آنهاست.با اين حال آوردن هدايا ( نه پرداخت خراج) در تخت جمشيد ، عملا از خصوصيات سلطنت هخامنشي است : فراورده هاي مهم و نمونه هر يك از اقوام ، يا كالاهاي مجلل ، براي شاه آورده مي شود و بنابراين نماد همبستگي ميان فرمانروا و رعاياي او هستند، چه خود خواسته باشند و چه شاه توصيه كرده باشد.شاه مورد حمايت اتباع خود ، يعني فرمانروايي كه بر تخت نشسته و قطعه بزرگ هديه ( به يوناني diphors ) در دست نمايندگان اقوام شاهنشاهي مضمون چشمگير ديگري از هنر نقش برجسته تخت جمشيد است و مانند (( حاملان هدايا)) نماد اقتدار سلطنتي در سراسر شاهنشاهي به منزله يك كل است.در عين حال اين تصوير تداعي معاني ديگري را به ذهن مشاهده گر مي آورد و آن نوشته سنگ قبر داريوش يكم است :
« اگر فكر كني كه چند بود آن كشورهايي كه داريوش شاه داشت پيكرها ببين كه تخت را مي برند.آنگاه خواهي دانست ، آنگاه به تو معلوم مي شود ( كه ) نيزه مرد پارسي دور رفته ، آنگاه به تو معلوم مي شود ، ( كه ) مردي پارسي خيلي دور از پارس جنگ كرده است.»
دانشمندان در مورد حاملان هدايا هنوز به توافق نرسيده اند . گرچه امروزه بسختي مي توام ميان جشن سال نو (نوروز)ايرانيان با آنچه در تخت جمشيد نقش شده ارتباطي برقرار كرد ، اين مسئله قابل بحث است كه آيا تصوير اين جماعت نشاندهنده ملاقات شاه با اتباع خود در محلي بي زمان و مكان است يا به جشن هاي خاصي (مثلا تولد شاه ،ميتراكانا يا موقعيت هاي مشابه در تخت جمشيد يا جاي ديگر) مربوط مي شود.
بي گمان ايرانيان عاشق فردوسي و شاهنامه همه از پخش فيلم ۴۰ سرباز به خشم آمده اند.
اين فيلم تمام موضوعات بي ربط و با ربط را با هم آميخته و آش شله قلمكاري درست كرده است كه نگو و نپرس.
همه ما فكر مي كرديم در اين ساليان سال كه از عمر فيلمسازي مي گذرد و بعد از اين همه سكوت سرانجام فيلمي ساخته خواهد شد كه تاريخ ايران و فرهنگ و حماسه ايران را به همگان نشان دهد ولي افسوس كه ... بيشتر با آبروي فرهنگ ۳۰۰۰ ساله ما بازي شده است.
خوشحال ميشم نظرات شما را هم در اين باره بدونم.
درفش کاویانی بیگمان یکی از پرارزشترین پرچمهای جهان است که از روز آفرینش آدمی و خوی شهریگری (تمدن) گرفتن، بر افراشته شده است. زیرا این پرچم چندین برتری به همه پرچمهای جهان دارد و فرادادهایی (امتیازاتی) که در آن است درهیچیک از دیگر پرچمها در سراسر جهان یافت نمیشود.
۱- این پرچم از دل توده های مردم بیرون آمده و از یک پیشبند چرمی آهنگری دلاور که برای درهم کوبیدن ستم و شکنجه بیدادگران تازی به پا خواست، فراهم آمده است.
۲- این پرچم مردمی است و بدست مردم ساده ولی دلیر کوچه و خیابان درست شده و پرچم رسمی کشور بشمار آمده و پذیرفته گشته است. ولی همه پرچمهای دیگر جهان پیمانی (قراردادی) میباشند که از سوی گردانندگان کشور ساخته و پرداخته و به مردم پذیرانده شده اند. تا جایی که من بیاد می آورم هیچ پرچمی در جهان با رأی مردم و همه پرسی برپا نشده است. ازین رو کمتر خواسته مردم در آنها نمایان است. ولی درفش کاویانی بدست مردم ساخته شده و از میان آنها بیرون آمده است.
۳- هر کشوری پس از گزینش پرچم برای رنگها و نشانه های آن درونمایه هایی برگزیده است. ولی درفش کاویانی هنگام برافراشته شدن همه درونمایه (معنا و محتوا) خود را بهمراه داشت؛ زیرا در پیکار با دشمن خونخوار و برای سرنگونی او پیشاپیش مردم به پا خواسته به جنبش و چرخش درآمد.
۴- این پرچم برای آزادی ایران زمین از دست بیگانگان چیره برآن از دل توده های به خروش آمده برپا گردید.
۵- این پرچم زنده کننده ابرتنی، والایی و گران منشی (غرور) درهم کوبیده و نابود شده ایران وایرانی است.
۶- این پرچم کهن ترین پرچم جهانی میباشد که به دست ایرانی برافراشته شده است.پس در جهان هیچ پرچمی را نمیتوان یافت که اینهمه فراداد، بویژه فراداد نبرد با اهریمن و سرکوبی بیدادگری و رهایی کشور ازدست دشمن... همه را با هم داشته باشد.
پس به جا و شایسته است که ما آنرا پرچم سرافراز خویش بدانیم و بر آن سر ستایش فرود آوریم.

پژوهشکده بينالمللی تاريخ اجتماعی، مجموعه کامل از هفتهنامه ايران باستان را که هفتاد سال و اندی قبل در ايران چاپ و منتشر میشد، به دست آورده است. اين مجموعه در حوزه کار پژوهشی دهه پيش از جنگ جهانی دوم، مجموعه با ارزش است.
هـفتـهنـامه ايـران باسـتان، به مـديريت آقای سيف آزاد به تاريخ ۲۴ دیمــاه ۱۳۱۱خ (۱۴ ژانويه ۱۹۳۳) در تهران منتـشر شد. اين هـفتـهنـامه نشـريـه سـياسـی، اقـتصادی و مصور است و مرام آن در پـيشانی هرشماره آن ذکر شده که: شناسانيدن ايران امروز به خارجه و ايرانـيان که در خارج ايران زندگی میکنند، خصوصاً پارسيان مقيم هندوستان میباشد. هـفتهنـامه، خود را طرفـدار شاهنشاهی و عظمت ايران باسـتان معـرفی میکند.
ايران باستان، هـفتـهنـامه ايست که بـيـشتر پـيشرفت و ترقـيات آلـمان نازی را تحـت رهبری آدولف هيـتلر و حزب ناسيونال سوسياليست بازگو و جانبداری میکند. در بالای لوحه بسياری از شمارههــای آن، صليب شکسته ديده میشود.
شماره هفدهم، سال سـوم ايران باستان، آخرين شماره نشريه است که در ۷ تيرماه ۱۳۱۴خ (۲۹ دسامبر ۱۹۳۵) از چاپ بيرون آمده است.
مجـموعه ايـران باستان در پـژوهشکـده بـينالمـللی تاريخ اجـتماعی در آدرس زيرين قـابل دسـترسی اسـت.
اگر سايت يا وبلاگ مرتبط با عناوين بالا داريد در قسمت نظرات بگذاريد تا در صورت تمايل لينكي از آن در اين وبلاگ بگذاريم تا علاقمندان بتوانند استفاده كنند.

ایرانیان از دیرباز نمادی بسیار زیبا ، شگفت انگیز و سرشار از دانش و فرهنگ داشته اند. نام این نشان زیبا "فره وشی" یا "فروهر" می باشد که قدمتی بیش از 4000 سال برای آن تخمین زده اند. تک تک اجزا این نماد دارای مفهوم و دانشی خاص می باشد که آن را مورد بررسی قرار می دهیم:
1- قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در این نگاره اشاره به شخصی نیکوکار و یکتاپرست دارد که رفتار و ظاهر مرتب و پسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند.
2- دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که این اشاره به ستایش "دادار هستی اورمزد" خدای یکتای ایرانیان دارد که زردشت در 4000 سال پیش آن را به جهان هدیه نمود.
3- چنبره ای (حلقه ای) در دست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته می شود و انسان باید خدای یکتا را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند. مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره دانسته و آن را یک سنت ایرانی می دانند که به جهان صادر شده است.زیرا زن و شوهر نیز با دادن چنبره(حلقه) به یکدیگر، پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند.
4- بال های کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسان ها و در نهایت امر رسیدن به اورمزد، دادار هستی خدای یکتای ایرانیان است.
5- سه قسمتی که روی بال ها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته اند اشاره به دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان "اشو زردشت" دارد که بی شک می توان گفت تا میلیون ها سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجا و همیشگی و الگو و راهنمای مردم جهان است. این سه فرمان که روی بال های فروهر نقش بسته شده همان پندار نیک- گفتار نیک- کردار نیک ایرانیان است.
6- در میان کمر پیرمرد ایرانی یک چنبره(حلقه) بزرگ قرار گرفته شده که اشاره به "دایره روزگار" و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این پنجره روزگار، روشی را برای زندگی برگزینندکه پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد.
7- دو رشته از چنبره(حلقه) به پایین آویزان شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد. یکی سوی راست و دیگری سوی چپ. نخست "سپنته مینو" که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری "انگره مینو" که نشان از نیروی شر و اهریمنی است . انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچک ترین لرزشی به تباهی کشیده می شود و نابود خواهد شد.
8- انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایرانی که قدمتی بیش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به پندار نیک- گفتار نیک- کردار نیک دارد. پس تنها و زیباترین راه و روش زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید اشو زردشت همین سه فرمان است که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زردشت بوده برای خود برگزیده و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است
درود بر شما كه به ايرانمان مي انديشيد و براي زنده نگه
داشتن تاريخ سه هزار ساله خود تلاش مي كنيد .![]()
با تشکر از توجه شما دوست خوب که با نظرات و پیشنهادات خود مرا یاری می کنید.
جشن های 2500 ساله
آتشکده زرتشتیان یزد
وصیتنامه داریوش بزرگ
نقش و نگاره ها در تخت جمشید ( برگرفته از کتاب ایران باستان نوشته یوزف ویسهوفر)
انتقاد
درفش كاويان
هـفـتهنـامـه ايـران باسـتان
ايران دوستان
آتشکده زرتشتیان واقع در نقش رستم


